
شاید برای خیلیها فقط یک اسم باشد؛
چند حرف که از کودکی با آن صدایمان کردهاند.
اما برای بعضی از دخترهای نوجوان و جوان این روزها، همین اسم تبدیل شده به چیزی که دوست دارند عوضش کنند؛ یک اسم تازه انتخاب کنند و ترجیح بدهند دیگران هم آنها را با همان اسم صدا بزنند.
اما چرا؟
شاید چون امروز بیشتر از همیشه در معرض آدمها، سبک زندگیها و تصویرهای مختلف از «خودِ ایدهآل» هستیم.
در شبکههای اجتماعی، هرکس میتواند خودش را آنطور که دوست دارد معرفی کند؛ با یک اسم متفاوت، یک تصویر متفاوت و حتی یک شخصیت متفاوت.
برای یک نوجوان، پیدا کردن خودش همیشه ساده نیست.
گاهی اسم جدید فقط یک اسم نیست؛ راهی است برای اینکه بگوید: «من دیگر آن آدم قبلی نیستم.»
البته دوست نداشتن یک اسم لزوماً نشانه مشکل یا اتفاق نگرانکنندهای نیست.
آدمها سلیقههای مختلفی دارند و ممکن است واقعاً اسم دیگری را بیشتر دوست داشته باشند.
اما وقتی این حس با نارضایتی از ظاهر، خانواده، گذشته یا تصویری که از خودمان داریم همراه میشود، شاید بد نباشد کمی بیشتر به آن فکر کنیم.
شاید سؤال اصلی این نباشد که «چه اسمی را بیشتر دوست دارم؟»
شاید سؤال مهمتر این باشد: «از خودم چه تصویری دارم که فکر میکنم با یک اسم دیگر، بیشتر شبیه آن میشوم؟»
گاهی تغییر یک اسم، فقط تغییر یک اسم است؛ اما گاهی پشت آن، آدمی ایستاده که هنوز دارد دنبال خودش میگردد.
محمدعلی خردمندی

هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال تغییر زندگی انسانهاست؛ از آموزش و پزشکی گرفته تا صنعت، رسانه و بازار کار. این فناوری میتواند با افزایش سرعت انجام کارها، کاهش خطاها و حل برخی مشکلات، نقش مهمی در آینده داشته باشد.
با این حال، گسترش هوش مصنوعی نگرانیهایی نیز به همراه دارد؛ از احتمال حذف برخی مشاغل و انتشار اطلاعات نادرست گرفته تا تهدید حریم خصوصی و وابستگی بیش از حد به فناوری.
کارشناسان معتقدند تأثیر هوش مصنوعی به نحوه استفاده و مدیریت آن بستگی دارد. این فناوری میتواند ابزاری قدرتمند برای پیشرفت باشد، اما استفاده بدون نظارت و برنامهریزی از آن نیز خطراتی به همراه خواهد داشت.
در نهایت، سؤال اصلی این نیست که هوش مصنوعی وارد زندگی ما میشود یا نه؛ بلکه این است که چگونه از فرصتهای آن استفاده کنیم و خطراتش را کاهش دهیم.
سمانه سعیدی نژاد


در پی بررسیهای انجامشده درباره نیازهای درمانی شهرستان سیرجان و مشکلات موجود در بخش دیالیز، دو دستگاه تخت همودیالیز از بهترین برندهای آلمانی توسط شرکت معدنی و صنعتی گلگهر به بخش دیالیز شهرستان سیرجان اهدا شد.
این اقدام در ادامه اهدای سه دستگاه دیالیز در سال گذشته توسط این شرکت و با هدف تقویت امکانات بخش دیالیز و ارتقای کیفیت خدمات درمانی به بیماران صورت گرفته است.

فرمانده انتظامی شهرستان سیرجان از شناسایی و دستگیری عامل یک مورد قتل در کمتر از ۳ ساعت پس از وقوع،خبر داد.
سرهنگ منصور رمضان نژاد در تشریح خبر گفت:در پی اعلام وقوع قتل در یکی از محلههای شهر سیرجان ، بلافاصله تیمهای تخصصی پلیس آگاهی در محل حاضر و با بررسی موضوع متوجه شدند متهم در پی اختلاف خانوادگی با یک جسم به سر مادرش ضربه وارد کرده و باعث فوت وی شده است.
وی تصریح کرد:در این راستا کارآگاهان پلیس آگاهی با سرعت عمل خود متهم را در کمتر از ۳ ساعت دستگیر کردند.
فرمانده انتظامی سیرجان بیان کرد:این فرد پس از بازجوییهای اولیه و تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شد.

تقریباً همه ما بارها این جمله را گفتهایم: «انگار همین دیروز سال نو بود!» یا «چقدر زود این ماه تمام شد.»
بسیاری از افراد با افزایش سن احساس میکنند زمان با سرعت بیشتری میگذرد، اما دانشمندان معتقدند این احساس به عملکرد مغز انسان مربوط است، نه تغییر سرعت واقعی زمان.
در دوران کودکی تقریباً هر روز با تجربهای تازه روبهرو میشویم؛ اولین روز مدرسه، یاد گرفتن مهارتهای جدید، پیدا کردن دوستان تازه یا سفر به مکانهایی که قبلاً ندیدهایم.
مغز برای ثبت این اتفاقات انرژی بیشتری صرف میکند و همین باعث میشود وقتی سالها بعد به آن دوران فکر میکنیم، خاطرات بیشتری در ذهن داشته باشیم و آن سالها طولانیتر به نظر برسند.
اما با افزایش سن، زندگی معمولاً شکل یکنواختتری پیدا میکند.
مسیرهای تکراری، برنامههای روزانه مشابه و تجربههای جدید کمتر، باعث میشود مغز جزئیات کمتری را ثبت کند.
به همین دلیل وقتی به گذشته نگاه میکنیم، احساس میکنیم روزها، ماهها و حتی سالها با سرعت بیشتری سپری شدهاند.
نکته جالب اینجاست که مغز انسان ساعت داخلی دقیقی برای اندازهگیری زمان ندارد و احساس ما از گذر زمان بیشتر به میزان توجه و تعداد خاطرات ثبتشده وابسته است.
به همین دلیل، یک ساعت انتظار در مطب پزشک ممکن است بسیار طولانی به نظر برسد، اما همان یک ساعت در کنار دوستان یا هنگام انجام کاری که به آن علاقه داریم، در چشم برهمزدنی سپری میشود.
روانشناسان همچنین معتقدند یک سال برای یک کودک، بخش بزرگی از تمام عمر او را تشکیل میدهد، اما برای یک فرد بزرگسال، همان یک سال تنها قسمت کوچکی از زندگی است.
همین تفاوت درک، باعث میشود گذر زمان با افزایش سن کوتاهتر احساس شود.با این حال، میتوان این احساس را تا حدی تغییر داد.
سفر، یادگیری یک مهارت تازه، آشنایی با افراد جدید، امتحان کردن تجربههای متفاوت و حتی تغییر عادتهای روزانه، باعث میشود مغز خاطرات بیشتری ثبت کند و احساس کنیم زمان آرامتر در حال سپری شدن است.
در حقیقت، زمان برای همه انسانها با یک سرعت میگذرد، اما این مغز ماست که آن را متفاوت احساس میکند.
شاید به همین دلیل است که گاهی یک روز پر از اتفاق و تجربه، از یک ماه زندگی تکراری ماندگارتر به نظر میرسد.
راز طولانیتر احساس کردن زندگی، نه در متوقف کردن ساعت، بلکه در ساختن روزهایی است که ارزش به خاطر سپردن داشته باشند.
فائزه خواجویی

در يك عمليات سريع و دقيق در ساعت ۲:۰۵ بامداد امروز، تيم اورژانس سیرجان موفق شد نوزاد رها شده در كنار ايستگاه تاكسی هاى بلوار قاآني را نجات دهد.
كارشناسان اورژانس با تسلط كامل بر پروتكلهاى نوزادان، اقدامات پيشگيرانه براى جلوگيرى از هيپوترمى و هيپوگليسمى را انجام داده و با بررسی هاى تخصصى (از جمله رفلكسهاى عصبى و امتياز آپگار)، سلامت اوليه نوزاد را تاييد كردند.
اين نوزاد عزيز پس از مراقبتهاى پيش بيمارستانى و پايش مداوم، باموفقيت به بخش مراقبتهاى ويژه نوزادان (NICU)بيمارستان ثامن الحجج(ع) منتقل شد.

امروز نام سیرجان بیش از هر چیز با معادن، صنایع بزرگ و باغهای پسته گره خورده است، اما این شهر قرنها پیش نیز یکی از مهمترین مراکز اقتصادی جنوبشرق ایران به شمار میرفت.
موقعیت جغرافیایی سیرجان باعث شده بود در مسیر اصلی کاروانهایی قرار گیرد که از مرکز ایران به بنادر جنوبی خلیج فارس و برعکس رفتوآمد میکردند.
به همین دلیل، این شهر به یکی از مهمترین ایستگاههای تجاری و محل استراحت کاروانها تبدیل شده بود. بازار تاریخی سیرجان در آن دوران تنها محل خرید و فروش کالا نبود، بلکه بازرگانان از شهرهای مختلف در آن گرد هم میآمدند، درباره قیمت کالاها، امنیت مسیرها و وضعیت بازارها تبادل اطلاعات میکردند و برای ادامه سفر خود در کاروانسراهای شهر اقامت میکردند.
کالاهایی مانند پارچه، ادویه، فرش، خرما، حنا، فلزات و بسیاری از محصولات دیگر از این مسیر جابهجا میشد و همین موضوع نقش مهمی در رونق اقتصادی سیرجان داشت.
با گذشت زمان و توسعه جادههای مدرن، راهآهن و حملونقل موتوری، نقش کاروانها در تجارت ایران کمرنگ شد و سیرجان نیز مانند بسیاری از شهرهای کاروانی، وارد دورهای جدید شد.
اما این شهر توانست با تکیه بر ظرفیتهای معدنی، کشاورزی و صنعتی، جایگاه اقتصادی خود را حفظ کند و حتی به یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی کشور تبدیل شود.
شاید امروز دیگر صدای زنگ کاروانها در کوچههای سیرجان شنیده نشود، اما تاریخ این شهر نشان میدهد که سیرجان پیش از آنکه پایتخت معدن ایران باشد، یکی از مهمترین دروازههای تجارت جنوبشرق کشور بوده و نقشی مهم در پیوند راههای بازرگانی ایران ایفا کرده است.
سمانه سعیدی نژاد

فرمانده انتظامی سیرجان از دستگیری ۲۶ سارق ،کشف ۳۶ فقره انواع سرقتها طی۷۲ ساعت گذشته در این شهرستان خبر داد.
سرهنگ مجتبی جهانشاهی نسب در این باره گفت:ماموران انتظامی و پلیسهای تخصصی شهرستان سیرجان طی ۷۲ ساعت گذشته با انجام اقدامات اطلاعاتی ۲۶ سارق را شناسایی و آنان را در حین سرقت و یا در مخفیگاهشان دستگیر کردند.
وی افزود:با تحقیقات و پیجوییهای ماموران این سارقان به ۳۶ فقره انواع سرقت اعم از سرقت معابر ،کابل برق ،اماکن خصوصی ، مغازه، خودرو،موتورسیکلت،منزل، قطعات و محتویات داخل خودرو اعتراف و بسیاری از اموال مسروقه از مخفیگاه آنان کشف شد.
جانشین فرمانده انتظامی سیرجان با اشاره به شناسایی مالباختگان و استرداد اموالشان تصریح کرد:یکی از عوامل اصلی سرقتها غفلت مالباختگان است که میطلبد شهروندان ضمن خود مراقبتی در بحث پیشگیری از سرقت نسبت به ایمن سازی اماکن و وسایل نقلیه خود اهتمام ویژهای داشته باشند.

حتماً برایتان پیش آمده که در حال انجام کاری باشید و ناگهان کسی بگوید: «شنیدی چه اتفاقی افتاده؟» حتی اگر عجله داشته باشید، احتمال زیادی دارد چند لحظه بایستید و ادامه ماجرا را بشنوید.این واکنش تقریباً در همه انسانها وجود دارد و ریشه آن به نحوه تکامل مغز انسان بازمیگردد.
هزاران سال پیش، اطلاع از اتفاقات جدید میتوانست به معنای نجات یا مرگ باشد. به همین دلیل، مغز انسان به مرور زمان یاد گرفت نسبت به اطلاعات تازه، غیرمنتظره و هیجانانگیز حساس باشد.
این ویژگی هنوز هم در وجود ما باقی مانده است، اما امروز به جای خبر خطر یا شکار، گاهی ما را به سمت شایعات و اخبار تأییدنشده میکشاند.
شایعات معمولاً از واقعیت جذابتر به نظر میرسند، زیرا با ابهام، غافلگیری و احساسات همراه هستند.
وقتی مغز با اطلاعات ناقص روبهرو میشود، تلاش میکند جاهای خالی را پر کند و همین کنجکاوی باعث میشود خبر را دنبال کنیم یا آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم.
از سوی دیگر، خبرهایی که احساساتی مانند ترس، تعجب یا هیجان ایجاد میکنند، بیشتر در ذهن میمانند و سریعتر منتشر میشوند.
شبکههای اجتماعی نیز این روند را سرعت بخشیدهاند.
امروزه یک شایعه میتواند تنها در چند دقیقه به هزاران نفر برسد و الگوریتم این پلتفرمها معمولاً محتوایی را بیشتر نمایش میدهند که واکنش احساسی بیشتری برانگیزد.
به همین دلیل، حتی افراد باهوش نیز گاهی در دام شایعات میافتند؛ زیرا مغز برای تصمیمگیری سریع از میانبرهای ذهنی استفاده میکند و اگر خبری را چند بار از منابع مختلف بشنود، ممکن است آن را درست فرض کند.
با این حال، انتشار شایعات میتواند پیامدهای جدی داشته باشد؛ از آسیب به اعتبار افراد و ایجاد نگرانی در جامعه گرفته تا شکلگیری تصمیمهای اشتباه.
به همین دلیل، بهترین راهکار این است که پیش از باور یا بازنشر هر خبر، منبع آن را بررسی کنیم و تا زمانی که از صحت آن مطمئن نشدهایم، آن را منتشر نکنیم.
در واقع، علاقه انسان به شایعات بخشی از سازوکار طبیعی مغز برای جستوجوی اطلاعات جدید است، اما در دنیای امروز، آگاهی و سواد رسانهای میتواند این ویژگی طبیعی را به ابزاری برای تصمیمگیری درست تبدیل کند، نه عاملی برای گسترش اطلاعات نادرست.
سمانه سعیدی نژاد

جانشین فرمانده انتظامی سیرجان از دستگیری دو سارق و مالخر و کشف ۱۴ فقره سرقت کابل برق و یک دستگاه موتورسیکلت مسروقه خبر داد.
سرهنگ مجتبی جهانشاهی نسب گفت : در پی وقوع چندین فقره سرقت کابل برق از ساختمانهای در حال ساخت به روشهای مشابه در مناطقی از شهر نجف شهر سیرجان ،ماموران کلانتری ۱۴ نجف شهر با پیگیریهای تخصصی و ۲سارق و یک خریدار اموال مسروقه دخیل در این سرقتها را شناسایی و آنان را به همراه مقداری کابل و یک دستگاه موتورسیکلت مسروقه دستگیر کردند.
جانشین فرمانده انتظامی سیرجان با اشاره به اینکه این متهمان داری اعتیاد به مواد مخدر بودند و ساختمانهای در حال ساخت فاقد نگهبان را انتخاب و دست به سرقت میزدند گفت : این سارقان در روند بازجوییهای پلیسی به انجام ۱۴ فقره سرقت کابل برق و یک دستگاه موتور سیکلت در نجف شهر اعتراف و با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند.
